X
تبلیغات
كيم هيون جونگ

كيم هيون جونگ


درباره ی من

سلام...من غزاله ام.و علاقه ی شدیدی به کره دارم...با فکر کردن به کره و مخصوصا ss501
خودم را آروم میکنم ....و سعی دارم تا چند سال دیگه برم کره...دوستای گلم ازتون ممنون میشم به وبلاگم سری بزنید..دوستتون دارم..ss501 all my love

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

پروفایل مدیر وبلاگ

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

تم دیزاینر



دیگر امکانات

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin




متاسفم...
سلام به دوستای نازم.میخواستم معذرت خواهی کنم که یه مدت نبودم.الانم که اومدم یه مشکلی واسه کامپیوترم بوجود اومدخ که نمیتونم عکسای مورد نظر با مطلبم رو بزارم.بخاطر همین بازم یه مدتی از شما دوستای نازنینم دورم...ببخشید.دوستون دارم...بای

نوشته شده توسط gazale در جمعه 14 مرداد1390


کیم بوم
سلااااااااااااااااااام به دوستای خوب وناز خودم...چند روز پیش یکی از دوستان خوبم نظری گذاشتن که که گفت از عکسای کیم بوم بیشتر بزارم.منم که در خدمت شمام پس چندتا از عکساشو میزارم...خانوما آقایون نظر یادتون نره...

برای دیدن بقیه عکسا برین ادامه مطلب...

نوشته شده توسط gazale در شنبه 17 اردیبهشت1390


ss502
سلاااااااااااااااااااااااااام.خوبین جیگرا؟؟؟؟

ایندفعه اومدم با اس اس۵۰۲...من که نمیفهمم این چه معنی میتونه برای اس اس ۵۰۱ داشته باشه؟؟!!!!بالاخره برید ببینید.ادامه مطلب یادتون نره...نظر...نظر...نظرررررر

 

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در پنجشنبه 1 اردیبهشت1390


آغاز کار برنامه تک نوازی کیم هیون جونگ برای ماه می
سلااااااام.امروز دو تا آپ از کیم هیون جونگ دارم.امیئوارم لذت ببرید...


۱---آخرین خبرها از کیم هیون جونگ این بود که بالاخره اولین آلبوم تکنوازی

 خودش رو نشان میدهد. اما کیم هیون جونگ این خبر رو رد کرد و گفته

 که این پروژه تا کامل شدن خیلی فاصله داره.
نماینده اون در 7 فوریه در برنامه newsen صحبت کرد و اظهار داشت که

“آلبوم کیم هیون جونگ برای پخش در ماه می برنامه ریزی شده است.

 الان خیلی زوده که بگیم اون برای برگشتش آماده اس. اگرچه ما هنوز

 درباره فکر او و جمع آوری آهنگهاش بحث میکنیم . و هنوز هیچ کدوم از

 آهنگهاش رو ضبط نداره.
اگرچه این اولین آلبوم تک نوازی اونه ، اون نشون داده که میخوادبهترین

 تلاششو قبل از هر عجله ای برای نشون دادن آلبومش انجام بده.
مدیر کمپانیش گفته : اون نمیخواد هیچ بازی یا فعالیتی قبل از

انتشارآلبومش انجام بده. اون نسبت به اینآلبومش طمع زیادی داره و

کاملا روش تمرکزکرده.
به جز کیم کیو جونگ ، تمام اعضای ss501 برای اولین کار انفرادیخودش

 آماده هستند.

۲---

چندین  سایت پروتال  چینی مثل : مثل سوهو ، بیدو ، گوگل ، سینا دات کام ، اخیرا از بازدیدکنندگان سایتشون پرسیدن که محبوب ترین  ستاره آسیایی کیه.

کیم هیون جونگ با داشتن  3068 رای ( 19.2 % )  احتمالا به خاطر پخش آخرین سریالش بوسه شیطانی  که در حال حاضر در چین پخش میشه انتخاب شد. با اینکه کیم هیون جونگ به دلیل اینکه عضوی از گروه ss501  هست محبوبه، اون به اندازه کافی نسبت به ستاره های دیگه حاضر در لیست مثل rain  و tvxq محبوبیت نداشته .

پشتیبانی از سریال های کره ای هنوز هم  نفوذ زیادی در چین داره.

با دیدن نتایج 2تا 10 می تونین ببینین که  سریال ها همچنان  محبوب تر می شوند. سونگ سئونگ هیون بازیگر سریال پرنسس من با  1684 رای ( 10.5 % ) در جایگاه دوم قرار داره.  یونا عضو گروه سونیوشیده به خاطر سریال تو سرنوشت منی با 1259 رای (7.4 % ) سومین نفره.

نفرات چهارم تا دهم هم  اینا هستند:

4. رین 1190  رای(7.4 %)

5. یونهو tvxq  1148 رای ( 7.2 % )

6. لی وان 991 رای (6.2 % )

7. لی سونگ گی  682 رای (4.3 % )

8. هیچول super junior   600رای (3.7 % ) (( این یکی خیلی مهمه ولی رتبه اش زیادی پایینه. ))

9. کیم جونگ هون  529 رای  ( 3.3 % )

10 . مون گیون یونگ  291 رای ( 2.5 % )

نوشته شده توسط gazale در سه شنبه 9 فروردین1390


کبم بوم
سلام خوبین؟

یه خبر خوندم از کیم بام ((حتما میگین چرا نوشتم کیم بام، اخه

 یه کلیپ از آریرانگ دیدم توش میگه کیم بام.احتمال دادم  ما تا

الان اشتباه میگفتیم.واسه همین از این به بعد میگم کیم بام .))

گفتم بزارم شما هم بخونین.

بازیگر کیم بام  اخیرا با  فاش کردن اینکه اون دو تا از ناخن های

 پاش رو از دست داده ، طرفدارانش رو  متعجب کرد.

کیم بام  توی توییترش نوشته است ” گرچه حتی اون رور  زیاد

بارید ، من هنوز فوتبال بازی میکردم ، من دوتا از ناخنهایپام رو از

دست دادم ،  10 تا انگشت پا دارم اما فقط 7 تا ناخن دارم.

یک نماینده از اداره کیم بام اظهار داشته ” بعد از اینکه اون کفش

 های خودش رو در آورد ، دوتا از ناخن های انگشت پاش افتاده

بود.با اینکه ناراحتی هایی وجود داره ،اما اون زمانی که ورزش

میکنه یا فعالیت های روزانهاش رو انجام میده مشکلی نداره.”

کیم بام از زمان دبستان فوتبال بازی کرده ، و حالا هم عضو تیم 

 فوتبال “MEN” هستش که Xiah Junsu و کیم هیون جونگ هم

 عضو اون هستند.

با توجه به این اتفاق netizens نوشت:

” تو فوتبال بازی میکردی تا وقتی که ناخن هات افتاد …من

 امیدوارم که زودتر بهبود پیدا کنی.

وقتی که فوتبال بازی میکنی و بارون میاد مراقب باش.و همچنین

 مراقب باش که  سرما نخوری.

بعد از همه اینا تو دیوونه فوتبال هستی . اگرچه این خوبه که تو

 میدونی باید سخت کار کنی ، لطفا 

مراقب سلامتی خودت باش.” 

از طرف دیگه کیم بام قراره ستاره  تو درام آینده HARU به همراه

U-Know Yunho ((لیدر TVXQ))، پارک شی هو ، هان چائه یونگ

 ، لی داهه و بیگ بنگ باشه.

من که بالاخره نفهمیدم چطور ادم دوتا ناخنش بیافته 7تا ناخن

داره.اون یکی چی شده من نفهمیدم.

نظر یادتون نره بچه ها.....

نوشته شده توسط gazale در سه شنبه 9 فروردین1390


لی مین هو و...
سلام بچه ها..اول از همه میخواستم یه عذرخواهی برای غیبت طولانی ام بکنم..ببخشید اما یه مشکلاتی برام پیش اومد که نتونستم سر بزنم به شما دوستان و وبلاگم...در ضمن یکی از دوستان به اسم لیمو گفته بود تعطیلات خوش گذشت؟؟؟!!!!واقعا ناراحت شدم.شما که نمیدونین من در چه وضعیتی بودم که اینطور قضاوت میکنین.بنده در تعطیلات نبودم..در هر صورت خواستم امروز در باره ی فیلم جدید لی مین هو مطالبی بزارم..واااااااااااااااای ببخشید عیدتون مبارررررررررررررررررررررررررک واقعا یادم رفته بود.امیدوارم سال خوبی برای همه ی شما دوستان گلم باشه و پر از خوشی وارزوهای دست یافتنی زیبا...توی این سال جدید یادتون نره نظر بزارین.دوستتون دارم..بابای

لی مین هو برای بازی در سریال City Hunter شکارچی شهر به عنوان نقش اصلی  Lee Yung Jong انتخاب شد اما چیزی که معلومه اینه که مین هو باید در نقش یه جوون دختر باز بازی کنه

اون به یه مرد زن پرست تبدیل میشه که نمیدونه پیش زنای خوشگل چی کار کنه. در عین حال مخفیانه یه قهرمانه که مردم خسته و صدمه

دیده ی شهری رو از زندگی بد شهری نجات میده

با همه ی اینا کم کم صدمات احساسی میبینه و درکش در مورد عشق و خانواده بیشتر میشه.

این سریال بر اساس یه کارتونه...

بچه ها برین ادامه مطلب ببینین همبازی لی مین هو کیه....

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در سه شنبه 2 فروردین1390


come back again...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستای نازنینم...چه طورین؟؟؟خوبین؟؟؟چند وقتی بود نیومده بودم...حالا اومدم تا ثابت کنم همیشه میمونم...خب میخوام برای شرو دوباره با چند تا عکس شروع کنم  و همچنین یه مصاحبه از کیم هیون جونگ...امیدوارم لذت ببرین...

 

  

  بقیه اش تو ادامه مطلب حتما ببینین...

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در سه شنبه 26 بهمن1389


خلاصه قسمت 16(قسمت آخر)
سلام..امروز دیگه اومدم که این فیلمو تمومش کنم...بالاخره رسیدیم قسمت آخرش..امیدوارم خوشتون اومده باشه...پس برید ادامه ی مطلب تا ببینیم تهش چی میشه...ولی نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظررررررررررررررریادتون نرهدوستون دارم بای بای....

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در دوشنبه 20 دی1389


خلاصه قسمت15
سلام.چه طورین؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                                                         

بچه ها برین ادامه ی مطلب تا وقت هست خلاصه ی قست۱۵ را ببینید...نظر هم نشه فراموش......

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در یکشنبه 19 دی1389


تقویم سال 2011 با طرح سریال بوسه بازیگوشانه
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام بچه ها..میدونین چی شده.؟؟؟؟تقویم سال ۲۰۱۱ با طرح بوسه بازیگوشانه اومده بیرون..خیلی جالبه..ببینین...نظر ..نظر..نظر                                                                         

 

نوشته شده توسط gazale در یکشنبه 19 دی1389


خلاصه قسمت13.14
سلام.من میخوام برم درس بخونم....گفتم قبل از اینکه خلاصه ها رو بزارم...برید ببینید نظر هم بدید...دوستون دارم...برید ادامه مطلب بای بای..

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در یکشنبه 19 دی1389


عکسهای خواننده ها و بازیگر های کره.....
سلام...این آپی که گذاشتم ادامه ی همون قبلیه است....برید ببینید بقیه اش هم تو ادامه مطلبه فعلا بای بای...  تاره نظر که میزارین نه؟؟؟؟!!!!

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در شنبه 18 دی1389


کیم بوم...
 سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستای نازم...چه طورین دلم براتون یه ذره شده بود...حالا خوشحالم که امتحاناتم کمتر شده و راحتترم... خب امروز میخوام چند تا عکس از بازیگرا و        خواننده های دیگه کره بزارم...امیدوارم خوشتون بیاد...دوستون دارم...اکه خوشتون اومد نظر هم برام بزارین...بای بای

  اول از کیم بوم شروع میکنم...

 

   

    خب بقیه عکسا هم تو ادامه  مطلب....

نوشته شده توسط gazale در شنبه 18 دی1389


خلاصه قسمت12
سلام دوباره اومدم تا وقت هست این فیلم بوسه بازیگوشانه رو تموم کنم.....اما خیلی از شماها

ناراحتم کردین فکر میکردم همونطور که اولین روز اومدم و بهتون گفتم هوامو داشته باشین کمک میکنین

نا امیدم کردینا...چرا نظر نمیزارین....اما بازم از اینکه میاین و سر میزنین ممنونم...برین قسمت۱۲ رو هم

بخونین البته در ادامه مطلب  و مثل همیشه نظر نشه فراموش...

ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط gazale در دوشنبه 6 دی1389


قسمت11

سلام دوستای عزیزم....حالتون خوبه..؟من امتحاناتم که گفتم شروع شد..پس متاسفانه نمیتونم خیلی بهتون سر بزنم...ناراحت کننده اس....الان هم خلاصه قسمت۱۱ رو گذاشتم...خیلی باحاله...حتما بخونین...نظر هم یادتون نره...مرسی از همتون

خلاصه قسمت ۱۱

خب بریم سر خلاصه مون

سونگ جو به خاطر بارون شدید به هانی پیشنهاد داد با هم برن آپارتمانش تا مامان سونگ جو بیاد و هانی رو ببره. مامانشم قبول نکرد , هانی شبو اونجا موند و آخرش دوتایی رو یه تخت خوابیدن.

هانی ( همونطور که انتظار میره ) تو خواب کلی سونگ جو رو اذیت کرد و نزاشت سونگ جو بخوابه.( مثلا پتوشو میکشید و از این چیزا! )

سونگ جو ام وقتی دید هانی با خیال راحت خوابیده حرصش دراومد.

هانی کم کم داشت از خواب بیدار میشد. هنوز چشماش بسته بودن. به این فکر میکرد که اونو سونگ جو تمام شب روی یه تخت خوابیده بودن!

همونطور که چشماش بسته بودن دستشو کشید روی تخت که ببینه سونگ جو پیشش دراز کشیده یا نه. اما سونگ جو نشسته بود و با عصیانیت به هانی میگفت که عادت های خوابیدنش بده!

سونگ جو صبحونه رو آماده کرد و هانی ام کلی ذوق کرد!

سونگ جو طبق معمول عادی رفتار میکرد , اما هانی حتی سعی نکرد که نشون نده چقدر از این موضوع خوشحاله!

زود رفت و یه لباس چهارخونه ی قرمز برای سونگ جو انتخاب کرد که سونگ جو بپوشه.

سونگ جو ام اونو نپوشید و یه لباس دیگه انتخاب کرد.

وقتی رسیدن دانشگاه دیدن یه عده جلوی یه اطلاعیه جمع شدن!!!

هانی ام با دیدن اون اطلاعیه که از طرف جونگو (!) بود دهنش باز موند!!!!

بک سونگ جو بالاخره عاشق اوه هانی شد. اون دوتا یه شب عاشقانه رو باهم گذروندن!

قطعا هانی امروز همون لباسهای دیروزی تنشه!!!!

( خب چرا آبروی هانی رو میبره؟! )

دانش آموزای دیگه با تعجب به هانی و سونگ جو نگاه کردن. که واقعا حقیقت داره؟!

که یه نفر از توی جمع از سونگ جو خواست که توضیح بده!

اون یه نفرم مامان سونگ جو بود که بازم تغییر قیافه داده بود!!!

سونگ جو ام با عصبانیت مامانشو کشید کنار و گفت زود این موضوع رو تموم کنه!

این شایعه دوباره تو کل دانشگاه پیچید. اما هانی هیچی نداشت که به دوستاش و مامان سونگ جو تعریف کنه. چون هیچ اتفاقی نیوفتاده بود!

هه را ام نسبت به این موضوع کنجکاو شده بود که ببینه واقعا اتفاقی افتاده یا نه.

هه را سعی کرد عکس العمل سونگ جو رو دراین مورد بدونه و وقتی درموردش از سونگ جو پرسید , سونگ جو ( به جای اینکه بگه آره و حال هه را رو بگیره! ) بهش گفت معلومه که اتفاقی بین اونو هانی نیوفتاده . هه را ام با شنیدنش خوشحال شد.

هانی به خاطر هیجانی که شب قبل داشت یادش رفته بود که با شکلات هایی که برای سونگ جو درست کرده بود و نتونسته بود بهش بده چیکار کرده! ( شما که شکلاتا یادتون نرفته؟! منم یادم رفته بود! )

ولی شکالات ها دست نخورده و سالم تو آپارتمان سونگ جو بود! سونگ جو جعبه ی شکلاتو باز کرد و نامه ای که هانی توش گذاشته بودو خوند.

به : سونگ جو

اینها شکلاتایی هستن که من وقتی به تو فکر میکردم , درستشون کردم. امیدوارم ازش لذت ببری.

-هانی

سونگ جو بعد از اینکه یادداشت هانی رو خوند لبخند زد و یه گاز از شکلاتش خورد.

اما همین که گذاشت تو دهنش ..... تُفش کرد

درسته! خیلی بدمزه بود!

اما بازم لبخند زد. چون هانی خودش اونو با دستای خودش درست کرده بود! پس طعمش مهم نبود. ( ♥ )

به شروع امتحاناشون چیزی نمونده بود و هانی داشت سعی میکرد خودشو برای امتحانا شروع کنه. اما به این نتیجه رسید که نمیتونه خودشو برای همه ی درسا آماده کنه. به خاطر همین تصمیم گرفت رو درس انگلیسی , یعنی تنها درسی که با سونگ جو همکلاسی بود , تمرکز کنه. شبا تا دیروقت درس میخوند که خودشو برای امتحانش آماده کنه.

که روز امتحان رسید!

از قسمت اول تا الان من از هیچ جاش به اندازه ی اینجا خوشم نیومده بود. نمیدونم چرا!

هانی تو اون مدت کم خوابی داشت و خسته بود. سونگ جو با نگرانی به صورت رنگ پریده ی هانی نگاه کرد.

هه را ام  دوباره تیکه انداختناشو شروع کرد و گفت مطمئنا هانی باید این درسو دوباره سال بعد بخونه! ( یعنی میوفته) میبینیم چی میشه!!

نیم ساعت اول امتحان , هانی خیره شده بود به سونگ جو و به این فکر میکرد که چطور ممکنه یه آدم انقدر خوش تیپ باشه!!! ( واقعا! )

که یهو یه اتفاقی افتاد!!

سونگ جو برگشت رو به هانی بهش لبخند زد و پاسخ نامه شو با هانی عوض کرد!!!! ( دیگه عاشقت شدم سونگ جو! )

سونگ جو برگه ی خودشو پر کرده بود و برگه ی خالیه هانی رو ازش گرفت.

باحال تر از اینا قیافه ی هه را بعد از دیدن این صحنه بود!!

اینجاش میفهمیم هانی دوباره فکر میکرده! وقتی به خودش میاد میبینه سونگ جو با هه را پا میشن و برگشونو دارن میدن و خودشم هیچی ننوشته.

سونگ جو ام اصلا به هانی توجه نمیکنه و میره!

هه را هم یه تیکه به هانی میندازه بهش میگه:45 دقیقه از امتحان گدشته ولی تو هیچی ننوشتی!

جونگو ام به خاطر اتفاقای اخیر و بهتر شدن رابطه ی هانی و سونگ جو به هم ریخته و ناراحت بود , چون باید بیخیال هانی میشد.

کیونگ سو که اتفاقی جونگو رو تو این وضعیت دید , بهش کمک کرد و چندتا پیشنهاد بهش داد. جونگو ام تصمیم گرفت شانسشو دوباره امتحان کنه و یه بار دیگه احساسشو به هانی نشون بده.

جونگو هانی رو بعد از امتحانش دید و با اعتماد به نفس شروع به حرف زدن کرد. اینکه کاملا بیخیال هانی شده بود , اما تصمیم گرفته که دوباره تلاششو بکنه. وقتی هانی سرشو انداخت پایین , جونگو فکر کرد هانی به خاطر این قضیه و نادیده گرفتن جونگو احساس گناه میکنه! دیگه نفهمیده بود هانی خوابیده!!!!

به هر حال مین آه و جوری به جونگو گفتن که اونشب اتفاقی بین هانی و سونگ جو نیوفتاده و خیال جونگو از این بابت راحت شد.

موقع تمرین تنیس هانی داشت به خودش و زندگیش فکر میکرد که یه دانش آموز غریبه اومد و بهش گفت درست راه بره. ( منظور بدی نداشتا! منظورش این بود که موقع راه رفتن به جلوش نگاه کنه.

هانی ام نمیدونست اون کیه و نمیدونست چی باید بهش بگه. بهش هیچی نگفت و فقط نگاش کرد که پسره با کیونگ سو حرف زده.

   

اسم پسره (!!!) کیم کی ته ( Kim Ki Tae ) بود که یه سال از دانشگاه مرخصی گرفته بود و الان دوباره ثبت نام کرده بود.

نمیدونم اسمشو درست نوشتم یا نه. !

کی ته رفت پیش هانی و بهش گفت میدونه هانی از دبیرستان تاحالا به سونگ جو علاقه داره , اما فکر میکنه شانس اینو داره که با هانی باشه چون هانی و سونگ جو رسما باهم دوست نیستن و بیرون نمیرن.

البته هانی عکس العمل خاصی نشون نداد و کی ته از هانی دعوت کرد که آخر هفته باهم برن بیرون.

تاحالا هیچکس از هانی دعوت نکرده بود که برن بیرون و هانی همیشه درحال تعقیب کردن پسر مورد علاقه ش بود. بعد از اینکه کی ته این حرفو بهش زد هانی خیلی احساس خوبی بهش دست داد. درسته که از کی ته خوشش نمیومد اما از اینکه مورد توجه کسی قرار گرفته بود خیلی خوشش اومد.

ولی به نظر من این کی ته مشکوکه!

مین آه و جوری زود رفتن که به سونگ جو خبر بدن تا یکم سونگ جو رو اذیت کنن و تحریکش کنن.

و به سونگ جو گفتن که یه پسر دیگه هانی رو دوست داره و هانی دیگه مال اون شده.

سونگ جو ام پوزخند زد که همین؟ من اصلا نگران این موضوع نیستم!

اما چیزی که جالبه و توجه مارو جلب میکنه...... لباسیه که تن سونگ جوئه!!!! همون لباس قرمزی که اونروز هانی واسش انتخاب کرده بود و سونگ جو نپوشیده بودش. حالا چرا پوشیده؟

مامان سونگ جو وقتی از این موضوع باخبر شد خیلی ناراحت شد و نمیدونست چطور ممکنه هانی تحت تاثیر یه پسر دیگه قرار گرفته باشه. نه که از دست هانی ناراحت باشه ها! ناراحت بود که هانی رو از دست داده و سونگ جو رو به خاطر این که کاری برای هانی نکرده سرزنش میکرد.

کی ته با هانی خیلی دوستانه رفتار میکرد. تو دانشگاه هانی رو پیدا کرد و دستشو انداخت دور شونه ی هانی , اما خودشو از بغل اون آورد بیرون و رفت کنار , اما کی ته به خودش نگرفت و دلخور نشد!

کی ته به هانی توضیح داد که اول سونگ جو اعصابشو خورد میکرد , چون همه کارو درست انجام میداد.

کی ته به هانی گفت اول همش کارای سونگ جو رو زیرنظر میگرفته و باهاش احساس رقابت میکرده. همینطور که سونگ جو زیر نظر میگرفته متوجه هانی شده که همه جا دنبال سونگ جو بوده و تعقیبش میکرده.

بعدش به هانی گفت این کارای هانی براش جذابه و ازش خواست بازم باهم برن بیرون , چون اون نباید جوونیشو به پای سونگ جو تلف کنه! ( گفتم مشکوکه!!!!! )

   

هه را ام که از اینکه هانی از سونگ جو فاصله میگرفت خوشحال بود و سعی میکرد کی ته و هانی رو بهم نزدیک تر کنه.

مامان سونگ جو , کی ته رو دید زد و گفت به هر حال کی ته خیلی بانمک تر از سونگ جوئه! ( چطور ممکنه اون پسره از سونگ جو بانمک تر باشه؟! )

اما هانی بهش اطمینان داد و گفت نباید نگران باشه چون تنها کسی که اون بهش علاقه داره سونگ جوئه و ممکن نیست کسی رو غیر از اون دوست داشته باشه.

مامان سونگ جو بعد از اینکه از این بابت مطمئن شد به هانی گفت نباید به این زودی پیشنهاد دوستی کی ته رو رد کنه. چون اینطوری میتونه احساس حسادت سونگ جو رو تحریک کنه. چون سونگ جو همیشه پیش هانی از خودراضیه و باید یکم احساس ناراحتی رو درک کنه!

سونگ جو زیاد احساس حسادت نمیکرد ( میدونه هانی دوسش داره! ) اما زیادم از این اتفاق خوشش نمیومد و دراین مورد تند برخورد میکرد.

مثلا وقتی هه را به هانی اصرار میکرد که سر قرارش با کی ته بره سونگ جو پرید وسط حرفشونو گفت : " چه شانس خوبی داشتی! میگن اگه یه چیزی رو بندازی دور , یکی دیگه پیدا میشه که برش داره! "

منظورش اینه که من تورو گذاشتم کنار و کی ته اومد دنبالت. فکر میکنم البته!

هانی ام ناراحت شد و به سونگ جو گفت , کی ته ام به اندازه ی سونگ جو خوشتیپ و باهوشه به اضافه ی اینکه با دخترها خیلی خوب رفتار میکنه! که تو همین لحظه کی ته رسید و از اینکه دید هانی داره ازش تعریف میکنه خوشحال شد.

بعد از سونگ جو خواست که به هانی اجازه بده که باهاش بره بیرون. سونگ جو ام بهش گفت هانی مال اون نیست و کی ته میتونه هرکاری که خواست بکنه! (نــــــــــــــــــــــــــــــــــه   

حرف سونگ جو باعث عصبانیت هانی شد و هانی با خودش فکر کرد که باید با کی ته بره و باهاش رابطه داشته باشه!

تو رستوران سونگ جو طبق معمول مشغول کار بود که دید هانی اومده و رفت سفارششو گرفت. سونگ جو فکر کرد که هانی دوباره اومده که اونو دید بزنه! اما هانی بهش گفت اومده اینجا که یکی دیگه رو ببینه. که کی ته میرسه! که البته سونگ جوام وقتی دید هانی اومده سر قرار تعجب کرد!!

وقتی کی ته دستشو گذاشت دور شونه ی هانی ( بغلش کرد دیگه! ) هانی خواست خودشو بکشه عقب اما همون لحظه سونگ جو اومد سر میزشون که نوشیدنیشونو بهشون بده , هانی ام عمدا به سونگ جو توجه نکرد و به حرف زدن با کی ته مشغول شد. سونگ جو ام عمدا به بهونه ی دادن نوشیدنی پرید وسط حرفشونو و طولانی تر از همیشه نوشدنی هاشونو سرو کرد. ( همیشه سفارشارو سریع میذاره رو میز و میره , اما اینبار این کارو آهسته تر انجام داد! )

به محض اینکه سونگ جو از سر میز رفت هانی حالش گرفته شد. ( فکر کنم به خاطر عذاب وجدان

هانی نمیخواست از کی ته استفاده کنه , با اینکه کی ته همش مراقب هانی بود و سعی میکرد خوشحالش کنه و هانی ام اعتراف کرده بود که خیلی وقته که اینطوری از زندگیش لذت نبرده!

بعد از اینکه کی ته از هانی شنید که چهارسال تموم یه عشق یه طرفه به سونگ جو داشته و توش شکست خورده , به هانی گفت ازش انتظار نداره که یه شبه همه چیزو درباره ی سونگ جو فراموش کنه و به اون ( کی ته ) علاقه مند بشه , تنها چیزی که میخواد اینه که هانی به اونم ( بازم کی ته ) فکر کنه.

خب! تو کتابخونه وقتی هانی داشت از دور به سونگ جو نگاه میکرد با خودش تصمیم گرفت که این وضعیت دیگه نباید ادامه پیدا کنه , چون اون ( هانی ) نمیخواد از کی ته استفاده کنه. دیگه وقتشه که همه چیو تموم کنه!

از اون طرف کی ته به هانی اصرار میکرد که سونگ جو رو فراموش کنه و اجازه نمیداد هانی با سونگ جو صحبت کنه! ( از این کار پسرا خــــــــیلی بدم میاد! )

جلوی هانی رو گرفت و دقیقا همون کاری رو کرد که سونگ جو تو روز فارغ التحصیلیشون کرده بود!

خودشو به هانی نزدیک کرد که ببوستش ..... که هانی تو آخرین لحظه گفت " نـــه!!! "

همون موقع جونگو رسید  و به کی ته گفت دست از سر هانی برداره و باهم دعواشون شد!

هانی ام ترسیده بود و همش بهشون میگفت دعوارو تموم کنن! کــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....

سونگ جو از راه رسید و گفت : " دلیلی نداره به خاطر هانی باهم دعوا کنین!! "

بعد دستشو گذاشت رو شونه ی هانی و اونو به خودش چسبوند و گفت " برای اینکه تنها کسی که هانی بهش علاقه داره , منم! "

بعد همونطور که هانی رو بغل کرده بود , بردش بیرون.

همین که از اونجا اومدن بیرون , سونگ جو دستشو از رو شونه ی هانی برداشت. هانی به خاطر حرفی سونگ جو زده بود با اخم بهش نگاه کرد! ( اینکه با اعتماد به نفس گفته بود هانی فقط اونو دوست داره! )

سونگ جو ام بهش گفت هانی ام مثل مامان خودشه و نمیتونه چیزی رو مخفی کنه!

اونشب سونگ جو و هانی با خونواده شون شام خوردن. بابای سونگ جو سونگ جو رو برد یه گوشه که باهاش درباره ی آینده ش صحبت کنه. باباش به سونگ جو پیشنهاد کرد که همون کار باباشو ادامه بده , اما سونگ جو بدون اینکه بحث کنه , گفت برای آینده ش بدون درنظر گرفتن پول باباش برنامه ریزی کرده.

بعد از اون سونگ جو زیاد پیداش نبود. کار تو رستورانو ول کرده بود و دیگه سر تمرین تنیس نمیرفت. یه مدت طول کشید اما آخر هانی رفت محل کار جدید سونگ جو!!! ( طبق معمول کیونگ سو به هانی گفته بود !! ) سونگ جو تو یه ویلا کار گرفته بود! دقیقا نمیدونم چه کاری!

سونگ جو از دست کیونگ سو عصبانی بود که چرا محل کارشو به همه گفته بود! مخصوصا به "هه را" !!! که دقیقا بعد از هانی خودشو رسونده بود اونجا!

نمیدونم چی میشه که کیونگ سو پیشنهاد میده دو تا تیم بشن و مسابقه بدن! ( میدونم اینجاش گیج کننده س! خودمم نفهمیدم! ولی بعدش مشخص میشه! )

قرار شد تیمی بازی کنن. کیونگ سو و هه را یه تیم شدن , سونگ جو بازی نکرد! هانی و ایون جو ام یه تیم شدن!

   

قرار شد دوتا تیم هفتا نشونه ای که تو جنگل بود پیدا کنه. هرتیمی که زودتر پیدا میکرد و برمیگشت برنده میشد! کیونگ سو و هه را باهم رفتن و کلی مسخره بازی درآوردن ( مال اونارو توضیح نمیدم! خوشم نمیاد! )

هانی و ایون جو:

هانی و ایون جوام که بدون سونگ جو نمیتونستن کاری بکنن واسه خودشون میگشتن! اما هانی تصمیم گرفت این کارو خوب انجام بده! اما یهو خورد زمین!!!!! زخمی نشد اما دیگه نتونست ادامه بده!

بعد از یه صداهایی میومد که هانی و ایون جو فکر کردن صدای یه حیوون وحشیه که باعث شد بترسن! هواام کم کم داشت تاریک میشد!

جونگو ام اومده بود تو جنگل که پیش هانی باشه و ازش مراقبت کنه! تو راه کلاه هانی رو که موقع افتادن از سرش افتاده بود , توی گودال پیدا کرد. سعی کرد اونو برداره که افتاد تو گودال و پاش صدمه دید!

بعد از اون شروع کرد به صدا زدن هانی!

چون فاصله داشتن صداش خوب نمیرسید و اونا با شنیدن صدای جونگو بیشتر میترسیدن!

از اونجایی که موبایلشون آنتن نمیداد و کاری از دستشون بر نمیومد مجبور شدن منتظر کمک بمونن. خوشبختانه ایون جو خودشو برای همچین اتفاقایی آماده کرده بود. دوتایی از پتویی که آورده بود استفاده کردن و وقتی دید هانی میلرزه دستاشو گرفت تو دستش که گرمش کنه! ( واقعا کجاش مثل سونگ جوئه؟! )

   

بعدش فکر میکنن یه حیوون داره بهشون نزدیک میشه! ایون جو ام برای اینکه از هانی محافظت کنه , بهش گفت پشتش وایسه!

( کوچولو! من عاشق ایون جو ام! )

سونگ جو داشت کاراشو انجام میداد که کیونگ سو و هه را برگشتن و از اینکه هانی هنوز برنگشته بود تعجب کردن!

سونگ جو ام فهمید که حتما اتفاقی واسه اونا افتاده نگران شد و دوید طرف جنگل که اونارو پیدا کنه.

اول هانی و ایون جو رو پیدا کرد و برشون گردوند. بعد از اونا جونگو رو پیدا کرد که تو جنگل گیر افتاده بود. جونگو دلش نمیخواست سونگ جو کمکش کنه , چون دلش نمیخواست مدیون سونگ جو بشه و همش قسم میخورد که کمکشو جبران میکنه.

فردا صبحش همونجا بودن. هانی رفت بیرون که قدم بزنه و بعدش رفت روی یه نیمکت نشست. سونگ جو ام اومد کنارش وایساد و گفت : " باید تنها اومده باشی! " بــــــــــــــــــــــعدش گفت : " من فکر میکردم تو فقط از من خوشت میاد! نمیدونی من چه احساسی دارم؟! "

هانی گفت : " من میدونم تو هیچوقت به آدمهایی مثل من فکر نمیکنی ...... "

سونگ جو حرفشو قطع کرد!

دستشو گذاشت رو شونه ی هانی و صورتشو به صورت اون نزدیک کرد و بوسش کرد!!!!!!!!!!!!

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....

هانی دوباره از خواب بیدار شد!!!!

هانی فهمید که اون بوسه فقط یه رویا بوده و آرزو کرد که کاش رویاش طولانی تر بود!

اما هانی دستشو گذاشت رو لبشو گفت : " پس چرا هنوز احساس میکنم لبام........ ؟

که ایون جو رو نشون میده که مضطرب , دورتر از هانی پشت یه درخت وایساده و انگار چیزی رو که انتظار نداشته دیده........

خب اینجا ما هیچی نمیفهمیم! جز اینکه سونگ جو واقعا هانی رو بوسیده!!!!

شایدم ایون جو بوسیدتش!!!

 

 خب تا قسمت بعدی فعلا بای بای...

نوشته شده توسط gazale در دوشنبه 6 دی1389


مطالب پیشین
:: متاسفم...
:: کیم بوم
:: ss502
:: آغاز کار برنامه تک نوازی کیم هیون جونگ برای ماه می
:: کبم بوم
:: لی مین هو و...
:: come back again...
:: خلاصه قسمت 16(قسمت آخر)
:: خلاصه قسمت15
:: تقویم سال 2011 با طرح سریال بوسه بازیگوشانه
:: خلاصه قسمت13.14
:: عکسهای خواننده ها و بازیگر های کره.....
:: کیم بوم...
:: خلاصه قسمت12
:: قسمت11


-

جستجو در وبلاگ


آرشیو ماهانه

مرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

بهمن 1389

دی 1389

آذر 1389

آبان 1389



دوستان من

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

پسرك تنها

فقط کیم هیون جونگ

مرجع موزیک و کدهای موزیک

عارف

we'll support ss501 4ever

luky-star1

شنگولي




صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.